الشيخ أبو الفتوح الرازي

179

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

عشر ، جز آن كه خمسة عشر متضمّن است معنى « واو » را ، و الاصل : خمسة و عشرة ، و اين لفظ متضمّن معنى « لام » است ، و التّقدير : ابن لامّى ، و گفتند ، تقدير آن است : يا ابن ( 1 ) امّاه ، « ها » و « الف » به ترخيم بيفگند . و گفتند ، بر لغت آن گروه است كه گويند از عرب : يا ربّاه ( 2 ) و يا امّاه ، به معنى يا ربّي ( 3 ) و يا امّي ، و اين را بيان كرده‌ايم . و وجه قراءت دوم آن است كه : اصل يابن امّى بوده است ، « يا » بيفگند ( 4 ) و اكتفى بالكسرة عن الياء ، چنان كه در اخوات او بيان كرديم . گفت اى برادر من : تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَلا بِرَأْسِي ، محاسن و سر من در كنار مگير . در اين ، دو وجه گفتند : يكى آن كه در آن روزگار عادت آن بود كه به جاى مصافحه و معانقه اين معنى كردندى و منفّر نبودى ، براى آن كه معتاد بود ( 5 ) ، و آنچه به عادت بود مختلف شود به اختلاف اوقات و اشخاص و اماكن . وجهى دگر آن است كه : اين بر وجه كنايت مىگويد ، چنان كه يكى از ما گويد : دست از سر و ريش من بدار كه من در اين كار بى جرمم ، يعنى اين جرم بر من منه ، و مرا به اين ، مطالبه و مؤاخذه مكن ، و دعني من هذا الحديث . نِّي خَشِيتُ ، من ترسيدم كه تو گويى تفريق كردى ميان بنى اسرايل و فرقت در ميان ايشان افگندى و قول و سخن مرا مراقبت نكردى از آن كه واقف نباشى بر كيفيّت حال . * ( قالَ فَما خَطْبُكَ يا سامِرِيُّ ) * ، آنگه روى به سامرى كرد و او را گفت : چه كردى اى سامرى ، و چگونه كردى و تو را بر اين كار چه حمل كرد ؟ و خطب ، كار ( 6 ) عظيم باشد ، يعنى اين چه كار عظيم است كه از دست تو بيامد ؟ سامرى گفت : * ( بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِه ) * ، من چيزى ديدم كه ايشان نديدند ، يعنى جبريل را . حمزه و كسائى خواندند : بما لم تبصروا به ، « تا » ى خطاب ، و باقى قرّاء به « يا » خبرا عن الغائب ، يقال : بصرت بفلان و ابصرته لغتان ، كما يقال : خرجت به و اخرجته ، و دخلت به و ادخلته ، و ذهبت به و اذهبته . و گفتند : بصرت به

--> ( 1 ) . آب ، آز ، مش : يابن . ( 2 ) . آب ، آز ، مش : اباه . ( 3 ) . آب ، آز ، مش : ابى . ( 4 ) . آج ، لب : بيفگندند . ( 5 ) . آط : نبود ، به قياس با نسخهء آج ، تصحيح شد . ( 6 ) . آج ، لب : كارى .